زندگی مبهم

مینویسم از خودم ، از همه ؛ شاید کمی آرامش هم نصیب من بشه

موفقیت

میخوام پا شم برم موفق شم سرما نمیذاره

+   ; ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠

نواجی

گاهی ناجی ها
موجودات آزار دهنده ای می شوند‎

+   ; ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠

اینجانب

پیرمردی هستم بیست و پنج ساله
چه کنم؟‎

+   ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠

ناز کن

گاهی،
هرچه می خوانمش انگار نمی خواهد پاسخی بدهد،
در عجبم از این خالق؛
بعضی وقتها دلش می خواهد بنده اش زیادتر بخواندش و او همچنان پشت به او کرده و لبخند بزند،
لبخندی نه از سر تمسخر، که از سر رضایت از بندگی بنده اش!

این زیباترین تصور دلم بود برای نشنیدنش!
هر چه خواهی ناز کن ؛ بیشتر می خوانمت

+   ; ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠

هم اکنون

دارم به دیو درونم فکر میکنم

+   ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

نبودنی که سنگین تر از بودنه

تو خنده هایت را با دیگران تقسیم میکنی

من غصه هایم را با خودم

تنهایی یعنی همین

+   ; ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

هنر

ما را که به جز توبه شکستن هنری نیست...‏

+   ; ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠

طومار

از یه جایی به بعد، چیزایی که معمولن جواب میدادن شوروع می‏کنن به جواب ندادن
اونجارُ خــــــــــــوب یادت بمونه
توش بمون یه مدت اصن
عکس بگیر باهاش
وسطی بازی کنین
قرمه‏سبزی بزنین، چایی، آش
هفت کثیف، مافیا اینا بزنید چند دست حتی
چون بعدش دیگه هیچی یادت نمی‏مونه
فرزندم،
متسّفانه

+   ; ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠

لبریز شده ام

من خیلی تحملم زیاده ها
خیلی لبخند اضافه دارم نثار ملت کنم همین جوری
خیلی انرژی دارم خرج دنیا می کنم .
خیلی صبرم زیاده .
ولی یه چیزایی دیگه واقعن زیادیه . خعییلیی زیاد....

پ.ن : تو این 2 ساعت 3 تا Advil خوردم ....

+   ; ٢:۱٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠

متجاوز

کاش یاد بگیریم به تنهایی همدیگر تجاوز نکنیم.

پ.ن : تو هم یاد بگیر " گاومیش "

+   ; ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠

آرزو

بعضی از آرزوهای کوچیک عقده های بزرگ توی دل آدم میکارن!!...

+   ; ٤:٤۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠

عجیب

عجیب هوس کردم که دوباره یک جایی برم کنسرت داریوش. اون بالای سن بخونه " اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی‌یاد" و منم این پایین داد بزنم
"تا قیامت دل من گریه می‌خواد"

+   ; ٤:٤۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠

نامردها

نامردها دو دسته اند

نامردهایی که دشمنت هستند 

و نامردهایی که دوستت!

+   ; ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠

گاهی

بعضی چیزها را باید بنویسی
نه برای ِ لایک و شِر
برای اینکه خفه نشوی ...





همینجوری !!!!

+   ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠

کجایی ای ساساتِ دل !

کاش دل منم مثل موتور ماشین بود
میشد توش ضدیخ ریخت
که تو این روزای تنهایی
تو این روزای فراموشی
تو این روزای ...
یخ نزنه از سرما !

+   ; ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠

منبعد

هر چیزی رو خیلی می‌خوام، نیست. دیگه هیچی نمی‌خوام

+   ; ٤:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠

پاتک

پروردگارا همچین بد خیمه زدیــــــا رو من بیچاره
کاش بری زن بگیری حداقل مشغول شی یکم

پ.ن : در این حد حتی

+   ; ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠

طبیب کچل

وجه ترسناک‌تر ماجرا اینه که می‌بینی واسه خودت آدم «حرف‌زن»‌ی هستی و همه‌جا تو رو می‌ندازن جلو، چون بهتر بلدی کلمه‌ها رو با اعتماد به نفس بچینی کنار هم... اما فرازهای مهم زندگی‌ت رو با سکوت خراب کردی.

+   ; ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠

خانه خراب کن

یه سری آدما هستن که اگه نبودن تو زندگیت ... الان داشتی با خیال راحت نفس میکشیدی

+   ; ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠

زاویه تنهایی

آدم دست هر خری رو نمی گیره بیاره تمام زوایای تنهاییشُ نشونش بده. تنهایی حرمت داره ، نکنش طویله

+   ; ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠

کلمات

من از کلمه ها می ترسم
چار تا کلمه کنار هم جمع میشن، جمله ای رو میسازن که باعث بشه من دوست داشته باشم امشب بخوابم و فردا دیگه بلند نشم

+   ; ٥:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠

سورپرایز

عجب هواییه
آدم دوس داره بره بیرون زوزه بکشه

+   ; ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠

همه نگفته هایم

مشاهده یادداشت خصوصی

+   ; ٢:۱۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠

دلم

دلم تنگ شده .
خر شدم باز .
یکی باس باشه آدمو جَم کنه هِــی .
خر نشه یه وَخ .
تنگ نَشه هِــی .

پ.ن : حیف از اون همه نوشته هایی که ذخیره شده موند و ارسال نشد و حرفهای که گفته نشد

همه نگفته های زندگیم رو تو نوشته بعدی نوشتم

همه همه را

اگه دیگه ندیدمتون

صبح بخیر

ظهر بخیر

شب بخیر

+   ; ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠

آخرین سلام

آدم وقتی بد می شه ، بعد باید چی کار کنه که دوباره خوب بشه ؟

 

فقط تا روز تولدم هستم تو این دنیای مجازی ....

کسی هست بخواد بنویسه تو این وبلاگ ؟ یا بخوادش ؟

خدای حافظ

+   ; ٢:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠

شاید تا همیشه

 

دیدی که بعضی‌ وقت‌ها بغضی تو گلوته؟

نمی‌خوای گریه کنی‌ جلو کسی‌ که پهلوته

هی‌، امان از این زمان

زمانی‌ که دیگه برد توان از این زبان

شاید تا همیشه ...

+   ; ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

قانون

اگه تغییر نکنی، تعویض میشی، این قانون زندگیه

+   ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

دروغ بزرگ

داره میگه کاهش 3 الی 5 سایز
به محض پوشیدن
ینی میپوشیش
میبینی یک دو سه
اُه اُه کاهش یافتم که

+   ; ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

نمکدون

یه سری آدما میان تو زندگیامون
یهو
قانوناشونم میارن
مام میگیم خب ... باشه
چون ما خیلی بانمکیم

+   ; ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

آدمیزاد

من کم حرف میزنم
قیافمم مثه پتروسِ
اما دلیل نمیشه وحشی نباشم نرینم سرتون
آدم باشید
باریکلا

+   ; ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

مادران

مامانا انقد بدشون میاد بچه اشون از سفر بیاد حرف نزنه
میان دهنشو سرویس میکنن میرن میخوابن
بچه هه می مونه با دهن سرویس
خیلی باحاله صحنه اش
از دور ینی

+   ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

آسیاب به نوبته

سوال من از آقا پسراس .
شما خدا رو شکر می کنین ؟؟
نمی کنین ؟
خرین دیگه . خوب بود مثه این دخترا می شدین ؟!

ماهی یه بار.....

+   ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

متحیرم

امروز کِی شب شد ؟

+   ; ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

هفت خان

خعــــــــــــــــــــــلی چیزا باید تموم شه تا خوشیِ ما به واقع شروع شه . آره .

+   ; ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

احتیاط

احتیاط کنید .
عاشق هرآنکه فارسی زبان است نشوید .
شاید با زبانِ ما سخن بگوید .
خوب هم سخن بگوید .
دوست داشتنی هم باشد .
محترم حتی .
و فرهیخته . که همگی از معیارهای خوب برای عاشق شدن است .
ولی شاید خارج از کشور باشد . دور باشد . نباشد . شرایط بودنش را هم نداشته باشد .
و خارج از کشور بودن و دور بودن از شرایط ایده آل -خصوصن برای یک خسته ی درمانده که هوسِ محبت و زندگی آرام ردارد- برای عاشقی نیست .
مواظب باشید .
دنیا پر از فارسی زبانان و هم وطنانی ست که مقیمِ وطن نیستند . دورند و و جذاب .
روز به روز هم بر تعدادشان افزوده می شود .
احتیاط کنید . خطر در یک قدمی ست .

+   ; ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

سوال

چرا همه ی رابطه ها تاریخ انقضا دارن ؟

+   ; ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

دوستان

دوست مجازی ها...
یه عادت بدی دارن...نه که دورن ، هِـی دور بودنُ نبودنُ تنها بودنِ آدمُ به رُخش می کشن .
اینقد به رُخش می کشن می کشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن می کشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن که رُخِ آدمی یهو زخمی زیلی می شه . از قیافه میفته اصن .
آدم باس هرچی می شه فکر رُخِ آدما رو بکنه . رُخِ آدما خیلی مهمه . رُخ آدما نباید زخمی باشه . رُخِ آدما باید همین جور سالم سالم بخنده یا نیگا کنه یا ادامه بده .

+   ; ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

چه شود...

امشب در سر شوری دارم.

+   ; ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

فواحشه

البته ف*ا*ح*ش*گ*ی به تن نیست ..  به دله و بدتر از اون به فکره

 

+   ; ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠

حقیقت امر

مرد با افسوس می‏گوید: دیگر هیچ دختر پاک و نجیبی پیدا نمی ‏شود، چطور ازدواج کنم؟


می‏گویم: نه اینکه از ما مردها نجابت و پاکی فوران می‏کند!!

پ.ن : همه از یه قماشیم . همه ....

+   ; ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

به خدااااا

والا شعورم چیز خوبیه گاهی همراتون باشه بد نمی شه

+   ; ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

ژانر

این آقایونی که منظورشون از خانم روشنفکر خانم "بده" هست.

+   ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

پیشرفت

من نمی دونم چرا اینقد علم پیشرفت کرده تا حالا نتونسته یه کم صدای جاروبرقی رو کم کنه !

+   ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

تردید

هر وقت که بین رفتن یا موندن مردد بودی ، شیر یا خط بنداز ، مهم نیست شیر بیاد یا خط ، مهم اینه که اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه ، یه دفعه بفهمی ، دلت بیشتر میخواد شیر بیاد ، یا خط ؟

+   ; ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

شیفتگیت

می خوام یه مدت بشینم تو خودم تفکر کنم
بعد تفکرم که تموم شد نتیجه گیری کنم
بعد شیفته ی خودم شم، خیلی
انقدر که مثلا با خودم ازدواج کنم، هی بگم به به چه چه
سخته
ولی من می تونم

+   ; ۱:٢٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

انتظار

منتظرِ یه روزیم که توش دیگه خوابم نیاد
ینی اون روز روزِ بزرگیه واسیم
منتظرش میمونم

+   ; ۱:٢٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

و من

خودت را که نه
- پذیرفته ام -
کمی از سکوت و آغوشت را
برای چنین شبی

+   ; ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

خدای من

به گمانم
یا من بیهوده میان آبشاری عظیم از هیاهو
فریاد می زنم
یا تو کر شده ای

 

پ.ن : نظر ندادنم روی وبلاگهاتون دلیل بر نخوندنم نیست

+   ; ٩:٥٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠

آدم ها

آدم ها برای چیزهای زیادی خلق شدن ...
ولی هیچ کودوم از اون چیزا تنهایی نیست

 

+   ; ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

شماها بدونین

یه چند روزی میخوام به کارای عقب افتادم برسم ، وخت نمیکنم بیام نت :)

گفتم یه دفه نگید این مرده یا هک شده یا فیلان ...

+   ; ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

روابط

بعضی رابطه ها مثل قهوه میمونه. اوایل که داغن، تلخیشونم لذتبخشه؛ اما بعد از یه مدت سرد میشن و دیگه هر چقدرم شیرینشون کنی نمیتونی باهاشون کنار بیای.

+   ; ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

اوضاع

الان تو نیویورک بزن بکوب و برقصه که ازدواج همجنسگراهها قانونی شد گفتم بدونید

 

چند وقت پیش الان یادم افتاد نوشتم یه وخ نگفته از دنیا نرم

+   ; ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

امروز

داشتیم با خانواده صبت میکردیم همینجوری الکی واس مسخره بازی گفتم :

الدنیا مزرعه الآخره !! 

همه با تعجب :

چه عجب به جز شت و فاک یه چی دیگه هم از دهن تو شنیدیم !

+   ; ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

فحش

یک فحش ؛ گویاتر از هزار کلمه است

+   ; ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

همه

همه معتقدن من خودخواه خودشیفته ام

الان نگا کردم به پتوم

بقران نگا کردم

انگار که من خوخواه شیفته ام پتو؟

فکر کنم وارد دنیای اشیا شدم رفته

ینی کامل رفتم تو درم بستم

+   ; ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

روزگاری

یه موقع بود مواظب بودم آزارم به کسی نرسه
الان مواظبم که آزار کسی بم نرسه
این دومیو آدما دوس ندارن

+   ; ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠

آرزو

کاش آدمها مثه فایلهای توی اینترنت بودن، هر کی رو خوشت میومد میتونستی دانلود کنی واسه خودت...

+   ; ۳:۱۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٠

سکوت

سکوتی که در من می بینی نه نشانه ی تامل است، نه نشانه ی رضا است، نه نشانه ی تردید… من خیلی پرت شده ام… صدایم را نمی شنوی…

+   ; ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠

اون وقتها

یادمه ایران که بودم هنوز به این جمله خیلی خندیدم :
پول گاز را جدا می دهیم، پول نان را جدا...
الان که نیستم ببینم خنده داره هنوز یا نه

+   ; ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠

افراد معدود

افراد معدودی هستن که می‌دونن

«خسته شدم»

یعنی چی

+   ; ۳:٤٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠

التیماتوم

عزیزکم!
اگرچه به رویت نمی آورم... اما زیادی داری روی خریتم حساب میکنی.
لطفا در حفظ و نگهداری این کوپن آخر، ساعی و کوشا باش.
قربان تو
کسی که خیلی بهش برخورده

+   ; ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠

امروز

امروز یه نفر به من گفت "کاش وجود خارجی نداشتی!". هنوز میزان تنفرش رو درک نکردم

+   ; ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠

دیگر

من حتی دیگر خواب هم نمی بینم

این است عمق فاجعه...

+   ; ۳:٢٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠

بعضی وختا

گاهی باید خلوت کسی را به هم ریخت تا بداند تنها نیست...

پ.ن : من کی قراره بدونم ؟

+   ; ٢:۱٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠

آخر کار

از روزی بترسید که بفهمید اصلاً عشقی وجود ندارد. همش یه بازیه واسه بقای نسل.

+   ; ۸:٤٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠

شب

تا دیروز آدما اینقد تنفر برانگیز نبودن
یه شبه چی شدین؟

+   ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠

دم آخر

 

وقتی یه رابطه ای داره تموم میشه کسی که کمتر عاشقه بهتر حرف می زنه

+   ; ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠

روزنه امید

 این روزها.... تنها دری که به رویم باز است در پاکت سیگارم است...

+   ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠

تفاوت در این است

 

دخترا حسرت پسرایی رو می خورن که باهاشون خوابیدن و پسرا حسرت دخترایی که فرصت نشده باهاشون بخوابن

+   ; ٥:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠

← صفحه بعد