زندگی مبهم

مینویسم از خودم ، از همه ؛ شاید کمی آرامش هم نصیب من بشه

راهنمایی

دنبال جای خوبی میگردم که اونجا بنویسم و بتونم همه مطالب و نوشته های قبلی رو اونجا هم بیارم و خوب قابل دسترسی راحت برای دوستان تو ایران هم باشه که مشکلی نداشته باشن برای دیدن

لطفا راهنمائی کنید اگه دوست دارید

+   Aria Lonely ; ٢:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩

فعلا باشه تا بعد

بدون شرح !

برداشت آزاد !

سرگرم بشید تا فرصتی مناسب برای نوشتن

 

 



A man with a gun went in to a bank and demanded their money.
Once he was given the money, he turned to a cus to mer and asked,
'Did you see me rob this bank?'
The man replied, 'Yes sir, I did.'
The robber then shot him in the temple, killing him instantly.
He then turned to a couple standing next to him and asked the man, 'Did you see me rob this bank?'
The man replied, 'No sir, I didn't, but my wife did.

+   Aria Lonely ; ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٩