زندگی مبهم

مینویسم از خودم ، از همه ؛ شاید کمی آرامش هم نصیب من بشه

بی انصاف

یعنی آدما اینقد راحت برات تموم می‌شن؟!
لااقل مثه این آبمیوه پاکتیا یه تکونش بده...
شاید یه چیزی تهش مونده بود!

پ.ن : برای کاری باید برم لندن ، طبیعتا اندک مدتی نخواهم بود ؛ هنوز نرفته دلم برایت دلم تنگ شد " زندگی مبهم م" و برای دوستدارانت هم

+   Aria Lonely ; ٤:٤٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٩