زندگی مبهم

مینویسم از خودم ، از همه ؛ شاید کمی آرامش هم نصیب من بشه

بابایی روزت مبارک

دلم اون روزایی را می خواد که صبح های روزهای تعطیل همه رو تخت مامان بابام جمع میشدیم بابام را قلقلی می کردیم!!! (و او نیز ما را هم!( مامانم سعی میکرد هم هوای ما را داشته باشه هم بابام را! آفتاب میگرفتیم می خندیدم! بازی می کردیم و خیلی چیزای دیگه! زود بزرگ شدیم :)

پ .ن : اینجا امروز روز پدر هست فکر کنم با چند روز دیر تر از ایران شده . درسته ؟

+   Aria Lonely ; ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠