زندگی مبهم

مینویسم از خودم ، از همه ؛ شاید کمی آرامش هم نصیب من بشه

ناز کن

گاهی،
هرچه می خوانمش انگار نمی خواهد پاسخی بدهد،
در عجبم از این خالق؛
بعضی وقتها دلش می خواهد بنده اش زیادتر بخواندش و او همچنان پشت به او کرده و لبخند بزند،
لبخندی نه از سر تمسخر، که از سر رضایت از بندگی بنده اش!

این زیباترین تصور دلم بود برای نشنیدنش!
هر چه خواهی ناز کن ؛ بیشتر می خوانمت

+   Aria Lonely ; ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠