زندگی مبهم

مینویسم از خودم ، از همه ؛ شاید کمی آرامش هم نصیب من بشه

جاهل

یه مرغ پختم ریختم تو قابلمه
هی سرشو درمیاره میگه اینهمه آب و کره و فلفل چیه ریختی دور من
آشپزی تو؟؟؟
وقعی نمینهم که
حتی میخوام پا شم برم حموم
از استرس ینی

+   Aria Lonely ; ٤:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱