زندگی مبهم

مینویسم از خودم ، از همه ؛ شاید کمی آرامش هم نصیب من بشه

یل دا

اتفاقی دیدم شب یلدا بوده چند وقت پیش

هه هه

ایران حداقل هندوونه گیرمون میومد

باعثش شد پستی دیگر بزنم فوری

بویی از هندوونه که نیومد هیچ

فقط گمونم همون شبی بود که .... (همسایه) ژله آورد و من بنا به نفرت دیرینه از ژله ایشان را سنگ رو یخ نمودم

راستی گویا نان شده ٢٠٠ تومان دانه ای

حقیقتا همینطور است ؟

کاش بودیم و میدیدیم ما هم

هر چند داریم میاییم ببینیم و برگردیم دوباره

ندیده از دنیا نروی و نریم و نروند و آرزویی نماید اندرون دلها بگو ایشالا

خدای حافظ

بیکاری زده دیوانه ام کرده

دعایم کنید در سحرگاهانتان

دیروز ...

+   Aria Lonely ; ۱:٤۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩