زندگی مبهم

مینویسم از خودم ، از همه ؛ شاید کمی آرامش هم نصیب من بشه

مردهایی از جنس خودم !

از یه جایی به بعد . . . مرض چک کردن موبایلت خوب میشه ، حتی یه وقتایی یادت میره گوشی داری ، دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بذاری یا اس ام اسی بی جواب بمونه . از یه جایی به بعد . . . 


دیگه دوس نداری هیچ کس رو به خلوت خودت راه بدی حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه . از یه جایی به بعد . . . وقتی کسی بهت میگه دوستت دارم ، لبخند میزنی و ازش فاصله می گیری . از یه جایی به بعد . . . هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه ، اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی . از یه جایی به بعد . . . حرفی واسه گفتن نداری ، ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی و میری توی لاک خودت . از یه جایی به بعد . . . از اینکه دوست داشته باشن می ترسی ، جای دوست داشته شدن ها توی تن و فکر و قلبت می سوزه . از یه جایی به بعد . . . فقط یه حس داری ، حس بی تفاوتی ، نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی و نه از دوست نداشتن ها ناراحت . از یه جایی به بعد . . . توی هیجان انگیزترین لحظه ها فقط نگاه می کنی .

+   Aria Lonely ; ۳:۳٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢