گل پسراا

سلامتی پسری که خودشو کنج اتاقش ارضا میکنه
 تابا احساسات دختری بازی نکنه

/ 8 نظر / 34 بازدید
meena

آره خب . من که پسر نیستم درک نمیکنم یکی بود میگفت .از این رژا نزن لباتو اینتوری درست نکن خودتو اینطوری درست نکن پسرا عذاب میکشن باید جواب پس بدین اون دنیا بعد من میگفتم :طرف داره چرت میگه و اصن پسرا هیچ طوریشون نمیشه و چون این خیلی بسیجیه داره اینو میگه ولی شاید حق با اونه نمیدونم شاید حق دارن در کل شاید همه حق دارن

meena

یه دوستی داشتم خیلی باحال بود .ینی اصن خیلی باحال بود از خواب بیدار شدنشم خنده دار بود خوابیدنشم خنده دار بود همیشه بهم میگفت: مینا پاشو برو بیرون میخوام خودارضایی کنم .جدی نمیگفتا .شوخی میکرد که بخندیم. نمیدونم شاید راس میگفته آخه من اینطوری ام از نظر من همه ی دخترا دخترای خوبی هستن. اهل "دادن" نیستن هیش کدوم از دوستام دوس پسر ندارن آره من بین دوستان به داشتن یه همچین طرز فکری و در کل از غافله عقب بودن معروفم

meena

نمیدونم چرا؟ اگه بگن یه پسر این کارو میکنه .میگم خب شاید حق داره زیاد برام مهم نیست. ولی اگه بگن فلان دختر این کارو میکنه من بدم میاد .خیلی زیاد . نمیدونم چرا این حسو دارم . ولی فکر میکنم دختر نباید این کارو بکنه من این حسو دارم . در حد یه دختر نمیبینم .چون یه دختر فردا میخواد بشه مامان 6تا بچه . نه؟ یه جوری میشه . نه؟

meena

البته نا گفته نماند که همه ی پسرایی که اینکارو میکنن دلیل این کارشون ترس از بازی با احساسات دخترا نیست شاید از دردسر میترسن یا امکاناتشو ندارن یا از آبروشون میترسن یا از ایدز میترسن یا میترسن طرف مث کنه بچسبه دیگه ول کن نباشه یا اصن دختری نیس که بهشون پا بده اینا هم هستن دیگه مگه نه؟[متفکر]

meena

یه بار دوتا از دوستام داشتن باهم دعوا میکردن. خیلی عذر میخوام که این خاطره رو تعریف میکنم .بخدا من بی ادب نیستم .ولی اونا یه خرده بودن . داشتن باهم دعوا میکردن .یکی به اونیکی میگفت :تو با این نوشابه هم ارضا نمیشی(از اون نوشابه خانواده ها) اونیکی میگفت :هه تو با قابلمه هم ارضا نمیشی اینیکی :اوهوکی . تو با پاهای فیل هم ارضا نمیشی اونیکی گفت :تو با این کمد هم ارضا نمیشی منم این وسط نفس کم آورده بودم فقط داشتم میخندیدم یه هو همینی که حرف کمد رو زد نگاه به گوشیش کرد: میدونی چی بود؟ گوشی روشن بود .ینی یکی اون ور خط بود. ینی یکی اینارو شنیده بود. میدونی کی شنیده بود؟ یه پسر .از همکلاسی هاش. دست چلاقش خرده بود به گوشی شماره ی اون پسره رو گرفته بود .پسره هم قشنگ گوش داده بود .نزدیک 3دقیقه. حالا این مکالمه بسیار گسترده تر بود .من سانسورش کردم. ینی حالشون تا حدی بد بود که یه هفته دمر خوابیدن. چن روز نرفتن دانشگاه دوستم میگفت : خدا کنه حداقل ندونه من منظورم چه کمدیه؟ اندازه ی کمدو ندونه. کمده خیلی بد ریخت بود آخه [خنده][قهقهه]

meena

واقعناااااااا میدونی داشتم به چی فکر میکردم؟ به یه چیز خیلی خوبی فکر میکردم. میگم خدا خیلی باهوشه ها .فکر همه چیزو کرده. مثلن یه روز نشسته "خودارضایی"رو آفریده. نه؟ اگه اینم نبود پسرا چه گِلی میخواستن بمالن به سرشون؟ دخترا هم که اصــــــــــلن پا نمیدن که. میمردن پسرا دست خدا درد نکنه . واقعن خدای خوبیه . ینی همه جانبه فکر همه چیزو کرده . از یه طرف مرد و زن رو نیازمند به هم آفریده . از یه طرفم یه راههای میانبری گذاشته که طرفین زیاد نمونن تو خماریش. راس نمیگم؟

سپیده

قربون پسرای چیزفهم