لهجه

استاده میگفت پدر مادر داراشون لهجه دارن! یعنی مثلا لهجه ندارا بی پدر مادرن؟

/ 9 نظر / 35 بازدید
meena

اصلن استاد به لهجه چکار داره؟ اصن به استاد چه کی از کجا اومده؟ اصن به استاد مربوط نیست خعیلی از مسائل استاد فقط باید تدریس کنه بعد گورشو گم کنه بیرون به دانشجو چه فردا تولد پسر استاده ،استاد باید بمونه خونه واسه 4تا توله سگ پیتزا درست کنه؟ اصن به دانشجوی بدبخت چه ربطی داره فلان استاد تنهاست ترشیده ست خب به ما چه؟ آریا آدمای تنها توقعشون کم کم میره بالا تنهایی آدما به خودشون مربوطه خودشون مقصرند تنهایی من زیر سرخودمه آدما اگه طاقت تنهایی رو ندارند خب یه فکری کنند ما تحمل دیوونگی آدمارو نداریم اصن برن مولتی پارتنر بشند ینی چی هر استادی میاد جز تدریس هر چرت و پرتی میگه متنفرم از استادی که حرف بچه ها و شوهر و خونواده و اصن هرچیزی غیر از درس رو تو کلاس بزنه به استاد چه دانشجو آرایش میکنه یا نه لباس میپوشه یا نه لهجه داره یا نه دوس پسر داره یا نه بدم میاد از استادای فضوهمشونم از دم بیسوادن یکی نیست بهشون بگه :ترو خدا کفشتو واکس بزن

meena

چه حالی میده استادو بچه های کلاس دستا جمعی بذارن سرکار و بخندن دلم فقط برای اون لحظه ها تنگ میشه مثلن اون لحظه که استاد داشت عکسای دانشجوییشون نشون میداد بعد دوستم گفت :استاد خوبه پیر شدین جوونیاتون خعیلی ضایع بودین[خنده] بلند گفتا .استادم شنید ولی چون خعیلی خنگ بود ملتفت نشد واقعت تحمل کلاس بدون این دانشجوها غیر ممکنه همیشه دوس داشتم پیش اینا بشینم

meena

یا اون وختا که استاد بعد از قریب به دوساعت ور رفتن با مانیتور و پروژکتور وکوفت و زهرمار کلاسو آماده میکرد و همین لحظه بچه ها rest میگرفتن میرفتین بیرون یکی از بچه ها به استادی که دکتراشو تو فلان دانشگاه اروپا گرفته میگفت"استاد شماره ی منو داری که اومدی میس بزن بیایم[خنده] میرفتن دقیقن 40 دقیقه بعد استاد میومد تو حیاط میگفت :دخترم کم لطفی نفرمایید بفرمایید کلاس خواهش میکنم قرار بود که 15دقیقه برید دخترم البته اون موقه ها من بیعرضه تر از الان بودم حتی. همیشه تو کلاس بودم از ترس ولی الان پشیمونم

meena

حالا یه استاد بود وختی عینکشو برمیداشت گوشش نمیشنید بخدا شوخی نمیکنم بعد یکی یه غلطی میکرد یه سوال میپرسید چپندر قیچی میشنید چپندرفیچی تر متوجه سوال میشد و چپندر قیچی تر توضیح میداد بعد بقیه صداشون درمیومد : ای باباااااااااااااااااااااا. مگه نمیبینی عینک نذاشته خب سوال نپرس ازش بلند میگفتنااااا نمیشنید هم کر بود هم خنگ وای اون خاطره های بیمزه ای که تعریف میکرد لطیفه ها بیمزه جک میگفت بسیار بیمزه بعد خودش از خنده غش میکرد ولی ما تو سکوت مطلق همین که خنده ی استاد تموم میشد متوجه میشد که ما اصن نمیخندیم زل میزد تو چشامون ما هم تو چشای اون سکوت مطلق بعد یه هو کلاس منفجر میشد از خنده ی بچه ها به بیمزگی و ضایع شدن استاد[خنده] [خنده] دلم براش میسوخت یخرده

meena

الان اسم همه ی اساتیدو گذاشتیم "چوب" چون فهمیدیم ما دانشجوهایی هستیم که باید چوب بالا سرمون باشه یه هو یکی داد میزنه بچه ها چوب داره میاد چوب داره میاد

ملینا

نه بابا از اون لحاظ میگه !

meena

یه استاد داشتیم . هم خیلی باحال بود و هم خیلی باسواد بود ولی هم شلخته بود هم لباساش نامرتب بود و هم به طرز وحشتناکی لهجه داشت . لهجه ی ترکی . ولی در عین حال به طرز وحشت آوری هم باسواد بود . تو کلاس این ما نطق برمیداشتیم .جزوه مینوشتیم . یه روز این داشت میگفت منم داشتم مینوشتم. راجب نکروز و انواعش داشت حرف میزد . یک نوع نکرز رو نام برد به اسم " نکرُز سروی" ما در طول ترم های قبل انواع نکرز رو یاد گرفته بودیم این مبحث تکراری بود واسمون. یه هو من با خودم گفتم : نکرز سروی؟ چرا من تاحالا نشنیدم اینو؟ خب این خیلی باسواده حتمن اینو هیشکی جز این نمیدونسته .با خودم تصور کردم آها حتمن وختی سلول ها میمیرن زیر میکرسکپ شبیه سرو دیده میشن به خاطر همین اسم این نوع رو گذاشتن : "نکرز سروی" خودمو توجیه کردم . روز بعدش اینو داشتم با دوستم میخوندم .بعد رسیدیم به نکرز سروی. گفت :مینا این چیه دیگه؟سروی چیه؟ کاشف به عمل اومد که طرف میگفته :" نکرز چربی" چون "چ " رو با لهجه تلفظ میکرد شبیه "س" میشد. [خنده]

meena

البته به خل و چل بودن هم ربط داره ها. من یه دوستی دارم یکم خله به مریضی که از دهات اومده و بدبخته اصن اسم خودشم یادش نیس میگه : خانوووووم شما اِپی لِپسی داریــــــــــــــــــــــــــن؟ میگم :عزیز من جم کن تورو خدا .تورو خدا دیگه واسه این بدبخت کلاس نذار .سوادتو به رخ این فلک زده نکش جون من . حالا میریم کنار انقد واسه من کلاس میذاری که بترکی. این از خل بودنه.

هم اکنون شیرازیم، عجب لهجه پر مهری دارین و عجب دیار عجیبی‏‏!‏